بسم الله الرحمن الرحیم
از میمون بن مهران روایت شده است، که گفت: در حضور امام حسن مجتبی(علیه السلام) نشسته بودم
و هر دو در حال اعتکاف بودیم
ناگهان مردی نزد آن حضرت آمد، و گفت:
ای فرزند رسول خدا، فلان شخص مالی بر ذمّه من دارد، و می خواهد مرا به زندان افکند
امام(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم مالی در اختیار ندارم که دین تو را بپردازم،
گفت:پس در این باره با او گفتگو کن.
حضرت کفشش را پوشید،
گفتم: یا ابن رسول اللَّه آیا اعتکافت را فراموش کرده ای؟
فرمود: فراموش نکرده ام، ولی از پدرم(علیه السلام) شنیدم که از جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت می کرد که فرمود:
کسی که در راه بر آوردن حاجت برادر مسلمانش بکوشد، چنان است که نه هزار سال خدا را با صیام روز و قیام شب عبادت کرده باشد.
وَ رُوِیَ عَنْ مَیْمُونِ بْنِ مِهْرَانَ
قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍ (علیه السلام)
فَأَتَاهُ رَجُلٌ
فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ فُلَاناً لَهُ عَلَیَّ مَالٌ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحْبِسَنِی
فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا عِنْدِی مَالٌ فَأَقْضِیَ عَنْکَ
قَالَ فَکَلِّمْهُ
قَالَ فَلَبِسَ(علیه السلام) نَعْلَهُ
فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ نَسِیتَ اعْتِکَافَکَ
فَقَالَ لَهُ لَمْ أَنْسَ وَ لَکِنِّی سَمِعْتُ أَبِی(علیه السلام)
یُحَدِّثُ عَنْ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ
مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ
فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَهُ.
برچسب: نه هزار سال عبادت,
نویسنده: بهنام شاکری